تبلیغات
راه شهدا - مطالب معرفی کتاب
تماس با مدیر

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی: 
                 
درباره ما
خوشا آنانکه مردانه می میرند و تو ای عزیز!
خوب می دانی که تنها کسانی مردانه
می میرند که مردانه زیسته باشند.
شهید سید مرتضی آوینی
نویسندگان
آماروبلاگ
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
صفحات جانبی
طراح قالب
چهار هزار شهید
+ نوشته شده توسط منتظر شهادت در سه شنبه 11 تیر 1392 و ساعت 05:42 ب.ظ | نظرات()
معرفی کتاب راجع به شهید محمد ابراهیم همت:

نام کتاب : معلم فراری: براساس زندگی شهید محمدابراهیم همت 

نام نویسنده : رحیم مخدومی

قیمت پشت جلد: ۵۰۰۰ ریال

تعداد صفحه: ۸۰

نشر: نشر شاهد (۱۸ شهریور، ۱۳۸۷)

شابک: ۹۷۸-۹۶۴-۴۷۱-۵۹۰-۷

قطع کتاب: رقعی

معرفی کتاب: زندگینامه داستانى محمدابراهیم همت، فرمانده لشکر ۲۷محمدرسول الله (ص) سپاه، که پس از ۲۸ سال زندگى الهى، درسال ۱۳۶۲ و در جزیره مجنون از جبهه‏هاى جنگ ایران و عراق به‏شهادت رسیده است.

مقدمه کتاب با عنوان «یک جور زندگى» شرحى مختصر از سیرزندگانى وى است. ۹ فصل دیگر کتاب، دربردارنده خاطراتى ازگوشه‏هاى زندگى این شهید است که با زبانى داستانى و براى‏نوجوانان به نگارش درآمده است عناوین این بخشها عبارتست از:«مورچه‏هاى زیر ماشین»، «آشى که یک وجب روغن داشت»،«معلم فرارى»، «سلاح زیربرف»، «پاهاى بزرگ»، «ظرفشویى‏نیمه‏شب»، «وحشت از شیشیه»، «پس گردنى» و «لبخندى که روى‏سینه ماند».

دوران کودکى و ظلم ارباب/ سربازخانه شاهى و روزه ماه رمضان/مدرسه و سخنرانى و فرار/ کردستان و درگیرى با ضد انقلابها/ماجراى پوتین‏هاى کهنه/ کار نیمه شب در جبهه/… و آخرین‏لحظات زندگى عمده مطالب نقل شده در این کتاب است.(چاپ اول: ۱۳۷۹)






+ نوشته شده توسط منتظر شهادت در دوشنبه 10 تیر 1392 و ساعت 03:38 ب.ظ | نظرات()
 

آرزوی وصال

به همت :  ابوالفضل طاهرخانی

چاپ اول: 1382

ناشر: موسسه شهید آوینی

قیمت: 5000 ریال

 

در این دفتر بیست و سه خاطره درباره شهید "حاج هوشنگ ورمقانی "از زبان همرزمان و نزدیكان وی روایت شده است .نامبرده در سال 1338در روستای ورمقان از توابع شهرستان سنقر به دنیا آمد .وی پس از پیروزی انقلاب به خدمت سپاه در آمد و طی سال‌های دفاع مقدس با سمت‌های مختلف از جمله جانشین ستاد و فرماندهی موقعیت تیپ بیت‌المقدس در جبهه‌های جنوب و جزیره مجنون مشغول فعالیت شد . "ورمقانی "سرانجام در سال 1375در محور قهرآباد سقز به دست عوامل ضد انقلاب به شهادت رسید .






+ نوشته شده توسط منتظر شهادت در دوشنبه 10 تیر 1392 و ساعت 03:36 ب.ظ | نظرات()


گنجینه آسمانی

سید مرتضی آوینی

 چاپ و صحافی: نشر ساقی

 چاپ اول: 1381

شمارگان: 5500 نسخه

قیمت: 32000 ریال

«گنجینه آسمانی» عنوان مجموعه گفتار متن فیلم های روایت فتح می باشد که شهید سید مرتضی آوینی در آن سخن گفته است که توسط موسسه روایت فتح این گفتار ها پیاده شده و به صورت یک کتاب درآمده است.

پخش فیلم های مستند «روایت فتح» از تلویزیون در فروردین سال 1365 آغاز شد و تقریباً بدون وقفه تا پایان جنگ در سال 1367ادامه یافت . در این مدت گروه روایت فتح پنج مجموعه (نزدیک به هفتاد برنامه تولید کرد . با اتمام جنگ وقفه ای دو سه ساله در کار گروه پیش آمد ، اما بار دیگر در اواخر سال 1370، گروه روایت فتح تشکیل شد و شرایط را برای ساختن مجموعه های جدید فراهم کرد . کار تولید و پخش شش برنامه از اولین مجموعه با نام «شهری در آسمان پایان یافته بود که راوی فتح در جستجوی قتلگاه فکه به شهادت رسید .

کتاب حاضر گفتار متن همه فیلم های روایت فتح را از اولین برنامه تا شهادت راوی فتح در بر می گیرد . گفتار متن مجموعه مستقل «با من سخن بگو دوکوهه» نیز در انتهای این کتاب گنجانده شده است.

با هم قسمت کوتاهی از این کتاب را مرور می کنیم:

دو سال برای تاریخ هیچ نیست و تو می‌دانی زمان بر ما اسیران زمان است كه می‌گذرد، اگرنه، در پیشگاه لازمان و لامكان، دیروز و امروز و فردا به‌یكباره حاضرند و این عرصه‌ی زمان را هم، او برای تكامل من و تو گسترده است.

اكنون این نخلستان‌ها خالی است، اما اگر درست دقت كنی، در این سكوتی كه سنگین بر روح نخلستان نشسته است، صدای ملكوتی و پر از خلوص آن مرد خدا را می‌شنوی كه عشاق حرم را به سوی كربلا فرا می‌خواند و حتی از این بیش‌تر، صدای خنده و گریه‌ی طلیعه‌داران نور را هم كه دو سال و چند ماه دیگر در اینجا گِرد خواهند آمد خواهی شنید.

گوش كن... می‌شنوی؟

كربلا و آن سوی‌تر، قدس، در انتظار طلیعه‌داران هستند؛ هم آنان كه راهگشای تاریخ به سوی عدالت موعود خواهند بود. آیا تو نیز به خیل آنان پیوسته‌ای؟
هزاران سال از آغاز حیات بشر بر این كره‌ی خاكی می‌گذرد و همه‌ی آنان تا به امروز مرده‌اند و ما نیز خواهیم مرد و بر مرگ ما نیز قرن‌ها خواهد گذشت. خوشا آنان كه مردانه مرده‌اند و تو ای عزیز، می‌دانی تنها كسانی مردانه می‌میرند كه مردانه زیسته باشند. یاد شهدایمان به خیر! شهید عزیز سید صادق دشتی در عملیات بدر به لقای خدا رسید و خلیل پرویزی در همین والفجر هشت. بچه‌های جنگ، فداكارترین و صمیمی‌ترین و پرتلاش‌ترین بچه‌های جهاد فارس. و البته جای آنان هرگز خالی نمی‌ماند و این از اسرار شهادت است.

(قسمتی از برنامه دو سال قبل)








+ نوشته شده توسط منتظر شهادت در دوشنبه 10 تیر 1392 و ساعت 03:36 ب.ظ | نظرات()
 

اسطوره خدمت

به همت: سید محمد باقر مهاجر

چاپ اول: پاییز 1384

ناشر: موسسه شهید آوینی

قیمت: 1200 تومان

"اسطوره خدمت" عنوان کتابی است که توسط موسسه شهید آوینی و به همت سید محمد باقر مهاجر در فروردین ماه 1385(به مناسبت اولین سالگرد رحلت حاج عبدالله والی) به چاپ رسیده است. این کتاب مجموعه ای است که در آن به زندگی حاج عبدالله والی به روایت یاران پرداخته شده است.

این مجموعه دربردارنده یکصد خاطره و نکته، به همراه یک عکس در هر خاطره، از آن یار سفر کرده است که از مطالب مصاحبه های انجام شده انتخاب گردیده و با حفظ محتوا باز نویسی شده و به نام گوینده آن ثبت گردیده است.

نام حاج عبدالله والی را می توان همراه نام "بشاگرد" یاد کرد. منطقه ای که پیش از انقلاب بر اثر ظلم رژیم ستمشاهی به دور از کمترین امکانات بوده است و می توان آن را محرومترین نقطه ایران نامید. منطقه ای کپرنشین که عبور و مرور به آن با شتر صورت می گرفت و چند روز بایستی راه پیمود تا به این منطقه رسید و وضعیت بسیار وخیمی که شرح آن را می توان در میان سطور این کتاب جستجو کرد.

عبدالله کودکی است از خانواده والی در 8 اسفند 1327 در محله دولاب تهران چشم به جهان می گشاید. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ای اسلامی می گذراند. در دوران تحصیل اهل درس است و قرآن و دعا و در کنار درس و مطالعه اهل مسجد است. نوجوانی پرتلاش که با راه اندازی «هیئت جوانان حسینی بچه های محل را هادی و راهنما است. جوانی که به توصیه پدر با وضو بود. اهل قرائت قرآن است و آنچنان وارسته و خودساخته است که اهل محل او را امین می دانند. مردی که در دوران ستم شاهی به فقر مردم اطراف تهران می اندیشد و نیمه های شب به کمک آنان می شتابد. در یاری امام و مقتدای خویش امام خمینی(ره) به جمع مبارزان بر علیه رژیم می پیوندد و پس از پیروزی انقلاب، آنگاه که می بیند کردستان به امثال او نیازمند است، در منطقه حضور می یابد. سپس به جبهه می رود شبی دست تقدیر او را با نام بشاگرد آشنا می نماید. با سفری به بشاگرد با این وادی آشناتر می شود و در دو راهی جبهه یا بشاگرد به اشاره مولا و رهبر خویش بشاگرد را بر می گزیند و این هجرت آغازی است بر حضور بیست و سه ساله "والی" در بشاگرد. حضوری سخت و طاقت فرسا برای او، اما پر حاصل و پر ثمر برای مردم آن دیار. آغازی بر ماموریتی بی پایان که از سال 1361 آغاز و در 8 اردیبهشت 1384 با ارتحال او و آرمیدن در بهشت زهرا(س) پایان یافت.

از حاجی سوال کردم چه چیزی باعث شد که شما پس از اولین سفری که به منطقه داشتید تصمیم جدی بگیرید که در خدمت مردم بشاگرد باشید. ایشان این گونه پاسخ دادند:
«فکر می کنم اول شیعه بودن مردم بشاگرد بود. چون درآن زمان کردستان بودم و می دیدم برادران اهل سنت چه امکاناتی دارند، اما اینجا شیعیان گرفتار و محرومند. دوم فقر بیش از حد اینها و سوم نگاههای امیدوارانه اینها بود. در نگاهشان می خواندم که منتظر هستند برایشان کاری انجام شود و چهارم اطاعت از امر حضرت امام (ره) که فرمودند:«برای شیعیان بشاگرد بایستی کاری کرد، هرکس قلما و قدما برای آنجا کار کند ما دعایش می کنیم. یاران خوبی برای آقا امام زمان(ع) در آینده در آنجا خواهیم داشت.»

فرازی از کتاب صفحه 34






+ نوشته شده توسط منتظر شهادت در دوشنبه 10 تیر 1392 و ساعت 03:34 ب.ظ | نظرات()
 

آقای شهردار

نویسنده:

داود امیریان

 چاپ و صحافی: موسسه چاپ سوره

 چاپ اول: 1380

شمارگان: 5000 نسخه

قیمت: 3500 ریال

آقای شهردار عنوان اولین کتاب از سری مجموعه قصه فرماندهان می باشد که بر اساس زندگی شهید مهدی باکری تنظیم یافته است. کتاب حاضر در قالب 11 بخش توصیف داستان وار زندگی شهید باکری پرداخته است.
این کتاب 87 صفحه ای در اولین بخش خود با عنوان "تولد یک پروانه" به تشریح خلاصه ای از سیر کلی زندگانی شهید مهدی باکری می پردازد. مهدی باکری فرمانده لشکر عاشورا می باشد و از این جهت در اولین کتاب قصه فرماندهان به زندگانی او پرداخته شده است.
در بخش دوم این کتاب به ماجرای دوران کودکی مهدی اشاره می کند. ایوب دوست دبستانی مهدی بضاعت مالی اندکی دارد و نمی تواند در سرمای زمستان لباس گرم مناسب تهیه کند از این جهت مهدی هم به خاطر دوستش لباس گرم نمی پوشد.
پدر و مادر مهدی برای متقاعد کردن او از ترفند جالبی استفاده می کنند و با خریداری دو کاپشن به دو دانش آموز ممتاز یعنی ایوب و مهدی  به واسطه  مدرسه جایزه می دهند.
حکایت های زیبا بر اساس سیر زندگانی مهدی باکری در این کتاب روایت می شود دو حکایت بعدی مربوط به مبارزات مهدی و برادرش حمید علیه رژیم طاغوت است. در بخش "ساواکی" جریان بسیار جالبی نقل می شود. در ابتدا از چگونگی تدارک سلاح توسط حمید باکری سخن گفته می شود و در قسمتی از این ماجرا حمید باکری به خاطر شک بر یکی از همسفرانش، کاروان را رها می کند و تا مرز کشور را همراه با سلاح های سنگین پیاده طی می کند و با تاخیر فراوان به محل قرار که مهدی در آنجا انتظارش را می کشید می رسد. پس از بیان این ماجرا ناگهان نویسنده به زمان جنگ می پردازد و یک جلسه ای را به تصویر می کشد که در آن فرماندهان جنگ از شهید خرازی، همت، حمید و مهدی باکری در آن جلسه شرکت خواهند داشت.
حمید باکری که اولین بار است که در جلسه فرماندهان حضور می یابد از دیدن شهید همت بسیار تعجب می کند و پس از اتمام جلسه مشخص می شود که آن ساواکی که در مرز کشور به او مظنون شده بود، کسی جز ابراهیم همت نبوده است كه اتفاقا او نیز با شك بر ساواكی بودن حمید از كاروان جدا شده و تا مرز را پیاده پیموده است.
مهدی باکری و برادرش حمید ارتباط بسیار نزدیکی با هم دارند. پس از شهادت حمید در عملیات خیبر، بچه های لشکر در پشت بیسیم به مهدی خبر شهادت او را می دهند و همه درصدد بودند که پیكر او را به عقب بر گردانند ولی مهدی پشت بیسیم اعلام می کند اگر بقیه شهدا را برگراندید حمید را هم برگردانید.
پس از شهادت حمید، بچه های لشکر قرار گذاشته بودند كه کلمه "حمید" را در حضور مهدی استفاده نكنند. زیرا با شنیدن این کلمه مهدی باکری لبخند تلخی می زد و در چشمانش اشک حلقه می زد.

قصه فرماندهان مجموعه ای است كه توسط دفتر ادبیات و هنر دفاع مقدس تهیه می گردد و پس از شهید باكری به فرماندهان دیگر از قبیل شهید همت، بروجردی، خرازی، زین الدین، متوسلیان و ... می پردازد.
 






منوی اصلی
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
ابر برچسب‌ها
دیگر امکانات
پیوندهای روزانه