تماس با مدیر

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی: 
                 
درباره ما
خوشا آنانکه مردانه می میرند و تو ای عزیز!
خوب می دانی که تنها کسانی مردانه
می میرند که مردانه زیسته باشند.
شهید سید مرتضی آوینی
نویسندگان
آماروبلاگ
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
صفحات جانبی
طراح قالب
چهار هزار شهید
+ نوشته شده توسط منتظر شهادت در جمعه 13 دی 1392 و ساعت 01:24 ب.ظ | برای شهید بنویس!()

یه نوجوان 16 ساله بود از محله های پایین شهر تهران

چون بابا نداشت خیلی بد تربیت شده بود

خودش می گفت: گناهی نشد که من انجام ندم

تا اینکه یه نوار روضه حضرت زهرا سلام الله علیها زیر و رویش کرد

بلند شد اومد جبهه

یه روز به فرمانده مون گفت:من از بچگی حرم امام رضا علیه السلام نرفتم

می ترسم شهید بشم و حرم آقا رو نبینم

یک 48ساعته به من مرخصی بدین برم حرم امام رضا علیه السلام زیارت کنم و برگردم ...

 

... اجازه گرفت و  رفت مشهد

دو ساعت توی حرم زیارت کرد و برگشت جبهه

توی وصیت نامه اش نوشته بود:

در راه برگشت از حرم امام رضا علیه السلام ، توی ماشین خواب حضرت رو دیدم

آقا بهم فرمود: حمید! اگر همینطور ادامه بدهی خودم میام می برمت...

 

...یه قبری برای خودش اطراف پادگان کنده بود

نیمه شبا تا سحر می خوابید داخل قبر

گریه می کرد و می گفت:یا امام رضا علیه السلام منتظر وعده ام

آقا جان چشم به راهم نذار...

توی وصیتنامه ساعت شهادت ، روز شهادت و مکان شهادتش رو هم نوشته بود

شهید که شد ، دیدیم حرفاش درست بوده

دقیقا توی روز ، ساعت و مکانی شهیـد شد که تو وصیت نامه اش نوشته بود...                            

      

                                         خاطره ای از زندگی شهید حمید محمودی

                                         راوی : حاج مهدی سلحشور ، همرزم شهید


مگر ز اهو کمترم      کج کولم رو پر کن

تو رو دارم کجا برم     تو رو دارم چی کم دارم

یا ضامن آهو(ع)






+ نوشته شده توسط منتظر شهادت در جمعه 13 دی 1392 و ساعت 01:20 ب.ظ | برای شهید بنویس!()

شهید حمزه خسروى، فرمانده یكى از گروهان‏هاى لشكر المهدى(عجّ) بود. روزى

پس از نماز صبح رو به یكى از برادران روحانى كرد و پرسید:

ـ حاج آقا! اگر كسى خواب امام على علیه‏السلام را ببیند، چه تعبیرى دارد؟

روحانى در پاسخ گفت:

ـ باید دید چه خوابى دیده و ماجرا چگونه بوده.

شهید خسروى دیگر چیزى نگفت. اما دو ساعت بعد وقتى در یكى از محورهاى

عملیاتى با فرق شكافته به دیدار مولایش شتافت؛

خوابش تعبیر شد.

همرزم شهید حمزه خسروى






+ نوشته شده توسط منتظر شهادت در جمعه 13 دی 1392 و ساعت 01:13 ب.ظ | برای شهید بنویس!()

رهبر فرزانه انقلاب، بارها در بیاناتشان به این نكته اشاره داشته اند كه «وصیت نامه شهدا را بخوانید...» این توصیه در كلام گهربار

 حضرت امام خمینی(ره) نیز دیده می شود. در این مجال فرصتی دست داده تا با هم مروری داشته باشیم بر گزیده ای از صد وصیت نامه...

 
وصیت نامه شهید محمود احمدی

دست ازاین ماه تابان [امام خمینی] برندارید كه روزنه ی امید مستضعفان جهان و ایران است. پیرو خط امام كه همان خط حزب الله است باشید.

 

وصیت نامه شهید غلامحسین ارباب رشید
"با مردم برخورد اسلامی داشته باشید، در راه اسلام و قرآن قدم بردارید و مواظب باشید كه شیطان باعث دوری شما از خدا نگردد."



وصیت نامه شهید حسین برهانی
- ای ملت بدانید امروز مسئولیتتان بزرگ و بارتان سنگین است و باید رسالتتان را كه پاسداری از خون شهیدان است انجام دهید و تنها با

اطاعت ازروحانیت متعهد و مسئول كه در راس آن ولایت فقیه می باشد و امروز سمبل آن امام بزرگوار امت قادرید این راه را ادامه دهید.

- خواهرانم! در تربیت فرزندانتان بكوشید و حجاب را رعایت كنید، زهراگونه زندگی كنید.....

- سفارشم این است، مردم! به یاد خدا و روز جزا باشید پیرو ائمه اطهار باشید، كه .....

- مردم! امام زمان (عج) را فراموش نكنید. مردم! دنباله رو روحانیت باشید كه چراغ راه هدایتند.....

از امام اطاعت كنید كه عصاره اسلام است، او را تنها نگذارید كه نماینده حجه بن الحسن (ع) است. 10/5/1362







+ نوشته شده توسط منتظر شهادت در جمعه 13 دی 1392 و ساعت 12:58 ب.ظ | برای شهید بنویس!()

شهید تورجی زاده پشت بیسیم چه خواند که حسین خرازی از هوش رفت؟؟

خط مقدم کارها گره خورده بود خیلی از بچه ها پرپر شده بودند خیلی مجروح

شده بودند .
حاجی بی قرار بود اما به رو نمی آورد خیلی ها داشتند باور

میکردند اینجا آخرشه یه وضعی شده بود عجیب تو این گیر و دار حاجی اومد

بیسم چی را صدا زد. حاجی گفت هر جور شده با بی سیم تورجی زاده را

پیدا کن (شهید تورجی زاده فرمانده گردان یازهرا ) مداح با اخلاص و

 از عاشقان حضرت زهرا بود
. خلاصه تورجی را پیدا کردند

حاجی بیسم را گرفت با
حالت بغض و گریه از پشت بیسیم گفت

تورجی چند خط روضه حضرت
زهرا برام بخون.

تورجی فقط یک بیت زمزمه کرد که دیدم حاجی از هوش


رفت ،صدا را روی تمام بیسیم ها انداخته بودند،

خدا میدونه نفهمیدیم چی شد وقتی به خودمون اومدیم دیدیم


بچه ها دارند تکبیر میگند خط را گرفته بودند عراقی ها را تارو مار کردند:

تورجی خونده بود :


در بین آن دیوار و در..... زهرا صدا میزد پدر.....دنبال حیدر می دوید..... از پهلویش خون می چکید......

زهرای من...زهرای من...





+ نوشته شده توسط منتظر شهادت در جمعه 13 دی 1392 و ساعت 11:08 ق.ظ | برای شهید بنویس!()





منوی اصلی
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
ابر برچسب‌ها
دیگر امکانات
پیوندهای روزانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic