تماس با مدیر

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی: 
                 
درباره ما
خوشا آنانکه مردانه می میرند و تو ای عزیز!
خوب می دانی که تنها کسانی مردانه
می میرند که مردانه زیسته باشند.
شهید سید مرتضی آوینی
نویسندگان
آماروبلاگ
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
صفحات جانبی
طراح قالب
چهار هزار شهید
+ نوشته شده توسط منتظر شهادت در چهارشنبه 12 تیر 1392 و ساعت 01:33 ق.ظ | نظرات()


خیلی عصبانی بود. سرباز بود و مسئول آشپزخانه كرده بودندش.

 ماه رمضان آمده بود و او گفته بود هر كس بخواهد روزه بگیرد، سحری به‌ش می‌رساند. ولی یك هفته نشده،‌ خبر سحری دادن‌ها به گوش سرلشگر ناجی رسیده بود. او هم سر ضرب خودش را رسانده بود و دستور داده همه‌ی سربازها به خط شوند و بعد، یكی یك لیوان آب به خوردشان داده بود كه «سربازها را چه به روزه گرفتن!» و حالا ابراهیم بعد از 24 ساعت بازداشت برگشته بود آشپزخانه.

ابراهیم با چند نفر دیگر، كف آشپزخانه را تمیز شستند و با روغن موزاییك‌ها را برق انداختند و منتظر شدند. برای اولین بار خدا خدا می‌كردند سرلشگر ناجی سر برسد.

ناجی در درگاه آشپزخانه ایستاد. نگاه مشكوكی به اطراف كرد و وارد شد. ولی اولین قدم را كه گذاشته بود، تا ته آشپزخانه چنان كشیده شده بود كه كارش به بیمارستان كشید. پای سرلشگر شكسته بود و می‌بایست چند صباحی تو بیمارستان بماند. تا آخر ماه رمضان، بچه‌ها با خیال راحت روزه گرفتند.






منوی اصلی
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
ابر برچسب‌ها
دیگر امکانات
پیوندهای روزانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic