تبلیغات
راه شهدا - فرمانده عراقی و سربند یازهرا س
تماس با مدیر

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی: 
                 
درباره ما
خوشا آنانکه مردانه می میرند و تو ای عزیز!
خوب می دانی که تنها کسانی مردانه
می میرند که مردانه زیسته باشند.
شهید سید مرتضی آوینی
نویسندگان
آماروبلاگ
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
صفحات جانبی
طراح قالب
چهار هزار شهید
+ نوشته شده توسط منتظر شهادت در شنبه 17 اسفند 1392 و ساعت 02:33 ب.ظ | دلنوشته ها . . .()

همراه نیرو های عراقی مشغول جست و جو بودیم!
فرمانده این نیرو ها دستور داده بود در ظرفی که ایرانی ها آب میخوردند حق آب خوردن ندارند.
همکلام شدن با ایرانی ها خشم این افسر را درپی داشت.
روزی همین افسر به من التماس میکرد که تو رو به خدا این سربند رو امانت به من
بده ،من همسرم بیماره به عنوان تبرک ببرم ،براتون برمیگردونم!
روی سربند نوشته شده بود << یا فاطمه الزهرا(س)>>!
داخل یک نایلون گذاشتم و تحویلش دادم.
اول بوسید و به چشماش مالید ،بعد از چند روز هم برگرداند ،باز هم بوسید و به سینه و سرش کشید و تحویلمون داد.
از آن به بعد سفره عراقی ها با ما یکی شد.
سر سفره دعا میکردیم ،دعا را هم همین افسر عراقی میخواند:

<<اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک>>





 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
منوی اصلی
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
ابر برچسب‌ها
دیگر امکانات
پیوندهای روزانه