تماس با مدیر

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی: 
                 
درباره ما
خوشا آنانکه مردانه می میرند و تو ای عزیز!
خوب می دانی که تنها کسانی مردانه
می میرند که مردانه زیسته باشند.
شهید سید مرتضی آوینی
نویسندگان
آماروبلاگ
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
صفحات جانبی
طراح قالب
چهار هزار شهید
+ نوشته شده توسط منتظر شهادت در سه شنبه 1 بهمن 1392 و ساعت 12:59 ق.ظ | سلام بر شهیدان. . .()


وقتی سردار شهید مهدی باکری به عنوان شهردار ارومیه انتخاب شده بود ، بارها در لباس کارگران ساده ی شهرداری به نقاط مختلف شهر می رفت و کار می کرد ، تا هم از مشکلات کارکنان شهرداری با خبر شود و با مشکلات مردم آشنا گردد. یک شب که به شدت هوای ارومیه بارانی شده بود ، شهید باکری با لباس رفتگر به مناطق محروم ارومیه می رود و به مردم خدمت می کند. همان شب به کمک پیرزنی که خانه اش را آب گرفته بود می رود و در حال بیرون ریختن آب متوجه می شود که پیرزن دارد به شهردار بد و بیراه می گوید. شهید باکری می گوید: « مادر جان! نظرت درباره ی شهردار چیه؟ » پیرزن گفت: « خدا می دونه الان تو ویلاش نشسته و خوش می گذراند ، از حال ما بدبخت ها که خبر ندارد » شهید باکری اصلاً به روی خودش نمی آورد و پیرزن نفهمید این همان شهردار است که در کنارش ایستاده و کار می کند. شهید باکری به پیرزن گفت: « خب مادر! از مشکلات شهردار بگو» شهید باکری از این راه مشکلات خودش را از مردم می شنید و برطرف می کرد.







منوی اصلی
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
ابر برچسب‌ها
دیگر امکانات
پیوندهای روزانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic