تماس با مدیر

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی: 
                 
درباره ما
خوشا آنانکه مردانه می میرند و تو ای عزیز!
خوب می دانی که تنها کسانی مردانه
می میرند که مردانه زیسته باشند.
شهید سید مرتضی آوینی
نویسندگان
آماروبلاگ
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
صفحات جانبی
طراح قالب
چهار هزار شهید
+ نوشته شده توسط منتظر شهادت در جمعه 9 اسفند 1392 و ساعت 01:02 ب.ظ | دل نوشته()

سلام

استفاده از مطالب با ذکر صلواتی برای

ظهور امام غریب (عج) و

 شهادت مدیر وبلاگ


 جایز است
!


ثواب این وبلاگ تقدیم میشود به

چهارده معصوم(ع) و شهدا از جمله شهید امیر حاج امینی !

 
یاعلی (ع)





+ نوشته شده توسط منتظر شهادت در شنبه 24 اسفند 1392 و ساعت 10:46 ق.ظ | دلنوشته ها . . .()

همه مقدمات عملیات انجام شده بود ، همه معبرهای ما جواب داده بود. نیروها رو مستقر کرده بودیم توی خط ، منتظر بودند تا شب بعد عملیات کنیم. همه کارها روبه راه بود. شب برگشتیم قرارگاه برای استراحت ، آخر شب خوابیدیم. دم سحر بیدار شدم. نور فانوس فضای چادر را روشن کرده بود ، دیدم شهید زین الدین پتو را کنار زده ، به حالت سجده صورتش را گذاشته روی خاک و می گوید:«خدایا من با توکل بر تو هرچه در توانم بود ، هر چه بلد بودم و هر چه امکانات بود آماده کردم ، از این جا به بعد را هم ، یار و پشتیبانمان باش...»

شـادی روح شــهدا صــلوات






+ نوشته شده توسط منتظر شهادت در دوشنبه 19 اسفند 1392 و ساعت 04:03 ب.ظ | دلنوشته ها . . .()
حرمت نگه دارید پای سفره عید...

نوروز اگر وقت دیدار است مردم
امسال بر داغی گرفتار است مردم
حرمت نگه دارید پای سفره عید
چون مهدی زهرا عزادار است مردم

منبع: ثامن تم





+ نوشته شده توسط منتظر شهادت در دوشنبه 19 اسفند 1392 و ساعت 01:36 ب.ظ | دلنوشته ها . . .()

    بسم رب الشهداء والصدیقین 

هر کس که پیمان ولا دارد بیاید                   هر کس هوای کربلا دارد بیاید

(فان مع العسر یسرا ، ان مع العسر یسرا )

(پروردگارا تو خود گواهی بر من چه میگذرد)

 

بارالها !...

خدایا ! دوری خانه ، پدر ، مادر ،برادر و خواهر را

خدایا ! بی خوابی های فراوارن را

خدایا ! دنیا و خواری هایش و  همه چیز خوب و بدش  را تحمل میکنم ولی دوری تو را یک لحظه تحمل نخواهم کرد.


ادامه وصیت نامه در ادامه مطلب . . .
خادم الشهید: حجت الله رحیمی
ادامه مطلب



+ نوشته شده توسط منتظر شهادت در دوشنبه 19 اسفند 1392 و ساعت 01:18 ب.ظ | دلنوشته ها . . .()


مسلمان بودنش فقط برای خودش نبود، سعی میکرد اعضای خونه هم با او همراه شوند!
یکی از کار هایی که برای این همراهی طرح ریزی کرده بود ،صندوقچه ی جبهه بود.
صندوق کوچکی درست کرده بود؛ هرکس که غیبت میکرد یا دروغ میگفت ،باید مبلغی پول
درون صندوق می انداخت.
پول صندوق رو هم گذاشته بود برای کمک به جبهه . . .

کتاب گامی به آسمان ،ص 23





+ نوشته شده توسط منتظر شهادت در شنبه 17 اسفند 1392 و ساعت 02:33 ب.ظ | دلنوشته ها . . .()

همراه نیرو های عراقی مشغول جست و جو بودیم!
فرمانده این نیرو ها دستور داده بود در ظرفی که ایرانی ها آب میخوردند حق آب خوردن ندارند.
همکلام شدن با ایرانی ها خشم این افسر را درپی داشت.
روزی همین افسر به من التماس میکرد که تو رو به خدا این سربند رو امانت به من
بده ،من همسرم بیماره به عنوان تبرک ببرم ،براتون برمیگردونم!
روی سربند نوشته شده بود << یا فاطمه الزهرا(س)>>!
داخل یک نایلون گذاشتم و تحویلش دادم.
اول بوسید و به چشماش مالید ،بعد از چند روز هم برگرداند ،باز هم بوسید و به سینه و سرش کشید و تحویلمون داد.
از آن به بعد سفره عراقی ها با ما یکی شد.
سر سفره دعا میکردیم ،دعا را هم همین افسر عراقی میخواند:

<<اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک>>





منوی اصلی
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
ابر برچسب‌ها
دیگر امکانات
پیوندهای روزانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic